دلش هوای حرم حسین را داشت، اما...
اما نمیدانست یک شب جمعه که میهمان حسین شود از روز بعدش هر روز و هر شب دلش برای شبهای جمعه حرم تنگ میشود.
کاش از امام رضا کربلا نخواسته بود...
کاش...

+ماخسته ایم از این قفس صدهزار قفل
دلتنگی و کدورت وغربت بهانه است...
_جاتون خالی شاه عبدالعظیم شب لیله الرغائب حاج منصور دیوونمون کرد!
_اعتکاف رفتید یاده بنده هم باشید-انشاالله امسالم میرم مسجدامام حسن عسگری
_این هم...بگذار ناگفته بماند. گفتنش می شود روضه مکشوف...!!
طبقه بندی: دلنوشته و جملات...،
برچسب ها: لیله الرغائب، حاج منصور ارضی، حرم حضرت زینب، دلتنگ حرم، اعتکاف، شاه عبدالعظیم، کربلا،
جایی که بتوان خـــدا را نزدیکتر حس کرد...
جایی شبیه رواقهایِ حرمت ...
بنشینم و زُل بزنم به گنبد طلایی رنگت...
م.ن باشم و بغضهایِ نشکسته تو باشیو آرامش دلــــم ، در صحن گوهرشاد...

امّن یُجیبُ المضطَرَّ اذا دعاه و یَکشِفُ السّوء...
نمیدونم چرا آپ کردم ولی امام رضاست دیگه ، گنه کار ترینم باشی میخادت(فقط گناه کاران دانلود کنند!)
_وعدمون آخره خرداد گوهرشاد
_ به شخصه م.ن خیلی مدیونه سید احمدم(شادی روحش صلوات)
_ راستی امر به معروف با عینک ممنوع!(اینم رفت جزو خاطراته قشنگه زندگیم-بعدها یه کوچولو میتوضیحم)
طبقه بندی: بهشت م.ن امام رضا، دلنوشته و جملات...،
برچسب ها: امر به معروف، نهی از منکر، حرم امام رضا، کبوتر حرم، صحن گوهرشاد، امام رضا، باب الجواد،
حالا پاشو ببین چه خبره صدات داره تو حسینیه ای که به گریه هات عادت کرده پخش میشه (جوانان بنی هاشم بیایید...)
هنوز سه روز نیست که گذشته خیلی دلم برای اون صورته خندونت تنگ شده. شب جمعه حرم جات خیلی خالی بود ،اصلا انگار خوابم، هنوز باورم نمیشه همش فکر میکنم سید دسته حضرت زهرا میاد حرم سینه میزنه...
دارم از بغض میترکم مخصوصا وقتی آخرین پیامایی که بهم زدیو میخونم(چرا به هر کس و نا کس بنالم از دنیا؛ همین که کرده حسین سوایمان کافیست)

_ رفقا سید احمد هم رفت
_ از بد نوشتنش معذرت میخانم همینم بزور نوشتم
_خوده سید هم تو هیئت بود(موقع تشیع جنازه روی دست سینه زنها کم حجم)
ادامه مطلب
طبقه بندی: بهشت م.ن امام رضا، مداحان م.ن،
برچسب ها: بهشت من امام رضا، قبله هفتم، امام رضا، بهشت هشتم، یا امام رضا، کبوتر حرم، فاطمیه،
قرار بود یادداشتهای شخصی م.ن باشد، قرار بود یادداشتهای روزانه م.ن باشد، قرار بود م.ن بگویم و شما بشنوید، قرار بود م.ن باشم و دردو دل هایم...
ادامه مطلب برچسب ها: حلالم کن خدا، شهید، یا امام رضا، تنها، خدا، عشق، قبله هفتم،
از وقتی این هفتهی دفاع مقدستان یا اردوی راهیان نورتان شروع شده زندگیام را تلختر کردهاید...
تلویزیون
و رادیو تازه یادشان افتاده شما هم هستید و مدام شما را نشان میدهد، مدام
مصاحبه میکنید، مدام از نسل خود میگویید و وظیفهی نسل بعد، مدام شعار
میدهید، مدام آن قیافههای مظلوم و معصومتان را به رخ ما میکشید، مدام
حرفهایی میزنید که تک تک سلولهایم بسوزد، و بعد خاکسترش را خودتان به
باد میدهید و باز حرفی دیگر میزنید و سوزی دیگر... اّه
که چه؟؟؟؟؟
یک هفته است پوسترهایتان را به در و دیوار زدید که چه؟؟؟؟؟؟
یک هفته است در و دیوار شهر و هر اداره و هر مدرسهای را شلوغ کردهاید که چه شود؟؟؟؟
میخواهید
چه چیز را ثابت کنید؟ که بهترید؟ که ما با شما فرق داریم؟ که ما هیچ غلطی
نکردیم و شما جانتان را گرفتید کف دستتان؟ که ما فقط حرف مفت میزنیم؟؟؟ که
عامل نیستیم؟؟؟؟ پز میدهید؟؟؟
تو فردای روز عروسیات رفتهای عملیات
به «م.ن» چه؟ چرا مرا بازی میدهی؟؟؟ چرا در مصاحبهات مرا خطاب قرار
میدهی و به چشمانم خیره میشوی؟؟؟؟ چرا به «م.ن» سرکوفت میزنی؟ مگر برای رفتن به عملیات از «م.ن»
اجازه گرفتی که حالا داری از آن بالا با بغض نگاهم میکنی و از «م.ن» و نسل
«م.ن» ناراحتی؟؟؟؟
به «م.ن» چه که همسرت برای مهر از تو مکه خواست و گفتی قبل از بردنش شهید میشوی و میماند گردنت و این مهر را قبول نکردی؟؟؟؟
به «م.ن» چه که وقتی بچهات به دنیا آمد تو شش روز بود که پر کشیده بودی؟؟؟؟
به
«م.ن» چه که مادرت هنوز هم هر وقت دختر خوبی میبیند برای تو خواستگاریاش
میکند و کیفش پر شده از عکس دختران و تو آن گوشه در گلستان
خوابیدهای؟؟؟؟؟؟
به «م.ن» چه که تو فقط 14 سالت بوده است؟؟؟
به «م.ن» چه که بعد از مجروحیتت دختر پرستار در بیمارستان عاشقت شد ولی دل از همه کندی و به پدرم گفتی ازدواج بعد از جبهه و رفتی شهید شدی؟؟؟؟؟
به «م.ن» چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ادامه ی دیوونگیم
طبقه بندی: دلنوشته و جملات...، داستانك و نوشتهای جالب،
برچسب ها: شلمچه، راهیان نور، شهید دارم دیوونه میشم، میرقیصری، طلائیه اروند محمودوند نهر خین، شهدا شهید، دارم دیوونه میشم،

امام، رفیق امین، پدر مهربان، برادر دلسوز و پناه بندگان در مصیبت هاست.
امام، پاك از گناهان و دور از عیب ها و نقص هاست.
علم مخصوص اوست و حلم نشانه او.
نظام دین و مایه عزت مسلمین و غضب و ناراحتی منافقین است.
امام، یكتای روزگار است،احدی به نزدیكی اونمی رسد وهیچ عالمی بااو برابری نمی كند.
{عیون اخبار الرضا، باب 29}
_دیگه خوده متن بالا کامله هیچ توضیح یا اضافاتی نمیخواد مخصوصا خط اولش
_دیگه جواب حاشیه تعطیله اگه خواستی آدرس وبلاگ،ایمیلت یا خونتونو بده بیام جوابتو بدم
طبقه بندی: بهشت م.ن امام رضا، داستانك و نوشتهای جالب،
برچسب ها: امام رضا، عیون الرضا، حاشیه، یا امام رضا، امام مهربان و رئوف، باب الجواد، صحن گوهرشاد،